سپنتاسپنتا، تا این لحظه 5 سال و 1 ماه و 20 روز سن دارد

هدیه خدا

تولد 1 سالگی

عزیزم به خاطر یک سری جریانات که قبلا واست گفتم تولدتو با تاخیر گرفتم 16بهمن تونستم تولدت رو بگیرم (ببخش مامانی واقعا زودتر نمی شد منم دلم نیومد تولد 1 سالگیتو نگیرم) تم جشن تولدت رنگین کمان و خرسهای مهربان بود و اکثر وسایل تزیینو خودم واست درست کردم فکر کنم 1ماهی وقت صرف درست کردنشون کردم .می دونی مامان مجبور شد واسه این کار بره یه خورده فتوشاپ یاد بگیره بعدشم بابا رو مجبور کردیم واسمون دستگاه کپی رنگی بگیره و شبها وقتی می خوابیدی من شب زنده داری می کردم که بتونم واست این تم رو درست کنم پسر گلم ایشالله تولد120سالگیتو جشن بگیری اونم با سلامتی و خوشحالی   اینم خوش آمدگویی دم در     از تو...
16 اسفند 1393

دالی بازی

همیشه از این بازی لذت میبری و می خندی 2 روز پیش (5دی 93) تصمیم گرفتم وقتی دستمو رو چشمهام میذارم صدای گریه درارم آخه می خواستم عکس العملتو ببینم آخه وقتی واست کتاب می خونم یکیشونو خیلی دوست داری چون حالتهای چهره بچه ها رو نشون میده ومنم می خواستم ببینم یادته یا نه و معنی گریه رو میفهمی و با کمال تعجب دیدم برات خیلی جالب بود و شروع کردی به خندیدن واز اون جالب تر اینکه از اون روز به بعد میای سراغمو دستامو میگیریو میذاری رو چشمام و با صدای نازت ادای گزیه رو در میاری و این یعنی مامان گریه کن و بعدش می خندی و اینو از بقیه هم می خوای
8 دی 1393

لی لی حوضک

خیلی دوست داری واست لی لی حوضک بگم وکلی می خندی تازگیم وقتی میگم واسه مامان لی لی حوضک بگو دستمو میگیری و دونه دونه انگشتامو می بندی و منتظر می مونی من شعرشو واست بخونم و آخرش می خندی
8 دی 1393

خواب

عزیزم واسه خوابوندنت من وبابا مجبوریم باهات بیایم تو اتاقت ودراز بکشیم و توبینمون رژه میری از طرف من میری طرف بابا و برعکس وهر دفعه خودتو میاندازی رومون قبلنا که باید یه گازم ازم می گرفتی که خدارو شکر خیلی کم شده فقط الان بدن ما شده محل شیرجه های گل پسرم اینقدر این کارو می کنی که خسته شی وبعد میای کنارم دراز می کشی و یواش یواش می خوابی وبعد من بغلت می کنم و به صورت آسمانیت نگاه می کنم که معصوم تر و آروم تر میشه و من هزار بار خدارو به خاطر وجودت شکر می کنم وبعد می بوسمت و میذارمت تو تخت و با بابایی میریم بیرون که تی وی ببینیم ...
8 دی 1393

سوار بر ماشین

یکی از علایقت اینه که سوار ماشینت بشی و ما تند تند هلت بدیم تو با صدای بلند که خوش آهنگ ترین نوا تو زندگیمونه بخندی ...
6 دی 1393

تلویزیون

خیلی به تلویزیون خصوصا آگهی بازرگانی و آهنگهای خاله ستاره به محض اینکه صداشونو می شنوی سریع خودتو به تلویزیون می رسونی و معمولا هم می ری نزدیک نزدیک   هر کاریم میکنم بازم می ری اون جلو بعضی وقتها هم که خاله ستاره نگاه میکنی یه مدتی محو اونی واسه همینم اگه ببرمت عقب همون جا می شینی و دقیق نگاه می کنی   ومن خیلی نگران می شم چون نباید زیاد تلویزیون نگاه کنی آخه میگن بیشتر از نیم ساعت ضرر داره چون تموم مدت پلک نمیزنی واین واسه ماهیچه های چشم خوب نیست و ممکنه خدای نکرده تنبلی چشم بگیری از طرفی اشعه های تلویزیون واسه چشمها ضرر داره وتو عزیزم میری جلوی جلو واز طرف دیگه به خاطر تصاویر مهیج و رنگی که خیلیم جذابه وسریه...
6 دی 1393

سپنتا و خرسش

عزیزم واسه جشن دندونیت یه خرس بزرگ گرفتیم اولش فکر کردم شاید چون از خودت بزرگتره دوستش نداشته باشی ولی بعدش دیدم خیلی ازش خوشت اومده کلی واسش ذوق می کنی به محض اینکه صدامو عوض می کنم واز طرف اون صدات می کنم هر جا باشی با ذوق میای و ... ...
6 دی 1393

بازرسی ماشین

عزیز دلم همهیشه می خواد از همه چی سر در بیاره و باید همه جای وسایلو کامل ببینه نمونش ماشینی که واسه تولدش گرفتیم       ...
6 دی 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هدیه خدا می باشد