سپنتاسپنتا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

هدیه خدا

اولین های سال اول

1393/8/8 4:06
نویسنده : رکسانا
273 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامان تصمیم گرفتم تاریخ اولین هارو برات بنویسم

92/10/30: امروز برای اولین بار وقتی بغلم بودی تونستی راست وایستی و سرتو تکامل برگردونی

92/11/1: وقتی رو شکمم گذاشتمت و داشتی از بالا بهم نگاه می کردی و من با ذوق گفتم بدو بیا بغل مامانی و همزمان تورو به طرف خودم آوردم با صدای بلند خندیدی(فدای اون خنده هات شم مامانی)

92/11/4: وقتی دستاتو گرفتم با سعی بلند شدی نشستی

92/11/9:توجهت به پات جلب شده با دستای کوچیکت گوشه ی شلوارتو می گیریو پاتو بلند می کنی ونگاش می کنی

92/12/13: اولین بار بردمت فروشگاه با دقت به همه جا نگاه می کردی

92/12/15:رفتی تولد کیا این اولین تولدی بود که رفتی

93/1/17: اولین غذایی که خوردی البته قبلش کمی بهت میوه داده بودم البته در حد مزه مزه کردن نه خوردن

93/1/20:اولین لباسی که خودت انتخاب کردی ازبین 3 تا مدام اینو میگرفتی

93/2/11:یاد گرفتی با غلت زدن خودتو به هر چی می خوای برسونی

93/2/17:استفاد از ابزار و وسیله رو یاد گرفتی وقتی دستت به چیزی نمیرسه یا با قاشقت می کشیش ویا چیزی که زیر مون وسیلسو می کشی(قربون اون فکر کردنت)

92/2/19: برای اولین بار دنبالم گریه کردی

93/2/23: بالاخره تونستی دستتو به آویز تختت برسونی

93/3/2:با زحمت به لبهای خوشگلت فشار میاری و می گی (با)

93/3/3:وقتی ازت خواستم چراغ رو روشن کنی دستتو به طرف پریز برق بردی

93/3/9:خودتو عقب عقب رو زمین می کشی

93/3/25:واسه جند ثانیه رو زانوهات وایسادی

93/4/15:خودت به تنهایی از زمین بلند میشی و میشینی اولین دندونتم(دومین دندان از سمت راست بالا)

93/4/14:برای اولین بار با کالسکه بیرون رفتی اولش ترسیدی ولی بعدش میخ چرخهاش شدی وبعدش خوابیدی

93/4/20:برای اولین بار شامو با مامان شهین اینا بیرون خوردی(رفتیم طاق بستان)

93/4/22:اولی اسباب بازی که خودت انتخاب کردی واست بخریم یه فیل آبی بود

93/5/9:واسه اولین بار سوار تاب شدی شب با دایی رامین رفتیم بیرون واون اصرار کرد که سوارت کنم و تو اولش ترسیدی ولی بعدش تاب بازی رو دوست داشتی

93/5/17:از پله آشپزخونه بالا و پایین میای

93/5/22:برای اولین بار گفتی ماما

93/5/23:اولین مخالفتت رو انجام دادی وقتی خواستم بهت غذا بدن ودوست نداشتی گفتی نه نه نه...

93/5/25:با کمک وسایل بلند میشی

93/6/5:اولین مراسم عقدی که رفتی مراسم عقد یاسمن دخترخاله بابات بود

93/6/6:اولین عروسی که رفتی هم عروسی رسول پسر عموی مامان شهین بود

93/6/7:برای اولین بار رفتی رستوران (دایی رامین دعوتمون کرده بود رفتیم پدر خوب)

93/6/24:با شنیدن آهنگ عربی شروع کردی به تکان دادن خودت وای شد اولین رقص زندگیت

93/6/27: به پیام بازرگانی علاقمند شدی و وقتی تموم میشه گریه می کنی

93/7/22:اولین بار رفتی آتلیه وعکس گرفتی

93/7/23:واسه چند ثانیه بدون تکیه گاه سرپا وایسادی

93/8/2:عزیزم تولدت مبارک یک ساله شدی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

هنرهای دست ساز چیکچی
8 آبان 93 8:34
عزیز دلم آرزو می کنم تو زندگیت، تو همه موارد مثبت ،جزو اولین ها باشی
رکسانا
پاسخ
ممنون
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هدیه خدا می باشد